تبلیغات
پایگاه فرهنگی ادبی انجمن نویسندگان ماكو - کلیدر با خلوص تمام نوشته شده
 
نوشته شده توسط : مهدی جلیل زاده

 

 

 

  
سایت ادبیات سوم، محمود دولت آبادی- در مورد کلیدر باید بگویم حقیقتا الان که آن را بازخوانی می کنم داستان طوری مرا با خودش می برد که فراموش می کنم قرار است نقطه، ویرگول ها و چیزهایی از این دست را تصحیح بکنم. پدید آمدن کلیدر به گمان من یک اتفاق است، و این اتفاق در یک زمان ۱۵ ساله رخ داد.
علاوه بر این قبل از آن ۱۰ ــ ۱۵ سال هم من گاهی ذهنم را با این فضا دور و نزدیک می کردم و منتظر بودم تا ببینم زمان آغاز کار کی فرا می رسد و بالاخره زمانش رسید و من سال ۴۷ اولین جمله ها را نوشتم؛ و جالب است که در آن سال دقیقا پاره پایانی داستان را در طرح کلی نوشتم، که البته بعد تغییر کرد. یعنی جایی که این پدر راه می افتد به سمت کوه و بلندی ها و بچه هایش را صدا می زند. اما این که چطور این اتفاق افتاده به گمانم فقط می شود با زبان سعدی به آن پاسخ داد که "هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند".
از سوی دیگر کلیدر تلفیقی است از سنت ادبی ایرانی و آموزه های ادبی یک نویسنده این زمانی از ادبیات دنیا. خوشبختانه من دانشگاه نرفتم و خوشبختانه دبیرستان هم نرفتم و شبانه را هم نیمه کاره رها کردم. می گویم خوشبختانه، چون توانستم جایش را پر کنم، ولی درعوض، همه مدت عمرم کتاب خواندم.
در نتیجه تا به نویسندگان امریکای لاتین برسیم تمام آثار ادبی برجسته ترجمه شده به زبان فارسی را خوانده بودم. از ادبیات فرانسه، روس و انگلیس گرفته تا آلمان، آمریکا، ایتالیا و ... همه را خواندم. آثار برجسته ادبیات ایران را هم که قطعا خوانده بودم بنابراین کلیدر در حقیقت تبدیل به فرایندی شد که ایرانیان در حافظه تاریخی شان دارند البته با معیارهایی که ادبیات مدرن دویست ساله گذشته به آنها داده است.
دیگر این که کلیدر با خلوص تمام نوشته شده و من انتظاری هم جز این نداشتم که با همان خلوص دریافته شود که خوشبختانه دریافته شد. این مهم ترین امتیاز یک نویسنده در زمان حیات خودش است، و گمان می کنم کمتر نویسنده ای می توانیم سراغ کنیم، مگر کسانی که در اوایل قرن نوزده پاورقی می نوشتند، که اثرش در زمان حیات به موفقیت کاملا معقول و منطقی دست بیابید و به درون مردم راه پیدا کند.
من قدرشناس این قدرشناسی هستم. خوب شد که این کار انجام گرفت.
توماس مان یک سخن تاریخی دارد که بعد از کلیدر و حتی بعد از یکی دو مجلد روزگار سپری شده به آن برخوردم که من همیشه آن را می آورم به عنوان توضیح و تبیین دقیق یک نویسنده ــ فیلسوف از ادبیات؛ و آن این است که می گوید: "آثار بزرگ ادبی در مقطعی پدید می آیند که دوره تجربی آنها(در زندگی تاریخی) در حال به پایان رسیدن باشد."
و کلیدر و دیگر آثار من مربوط به این مقطع هستند. دوره ای که نه فقط عشایر ما تخته قاپو می شوند و شدند و آن حالت ایلی و ایلیاتی از بین رفت، بلکه روستاهای ما هم داشتند جا به جا می شدند و شباهتا چنین سرنوشتی را پیدا می کردند و پیدا کردند با اجرای اصلاحات ارضی. بر این ویژگی ها لذت بردن ادبی ــ داستانی را هم می توان افزود. یعنی آن افسون داستانگویی.

 

 




:: مرتبط با: روز نوشت ,
:: برچسب‌ها: محمود دولت آبادی ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 11 مرداد 1390 | نظرات ()
  تحلیل آمار سایت و وبلاگ