تبلیغات
پایگاه فرهنگی ادبی انجمن نویسندگان ماكو - اسکاروایلددرگذشت !!!
 
نوشته شده توسط : مهدی جلیل زاده

یکصدو ده سال پیش در چنین روزی اسکاروایلد در 46 سالگی در پاریس در گذشت .

 

اسکار فینگل اُ. فِلاهرتی ویلز وایلد (به انگلیسی: Oscar Fingal O'Flahertie Wills Wilde) که به نام هنری اسکار وایلد معروف است، (۱۶ اکتبر ۱۸۵۴ تا ۳۰ نوامبر ۱۹۰۰شاعر، داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و نویسنده داستان‌های کوتاه ایرلندی بود.

او در دوبلین زاده شد. پدر وی سر ویلیام وایلد مردی فرهنگ‌دوست بود و به پیشه چشم‌پزشکی مشغول بود. او بعدها به مقام چشم پزشک مخصوص ملکه نیز نایل شد و یکی از عتیقه شناسان برجسته ایرلند بود. مادرش جین وایلد با نام مستعار اسپرانزا شاعر سرشناسی و مترجم آثار الکساندر دوما و لامارتین بود. این زوج صاحب دو فرزند پسر شدند. برادر اسکار نامش ویلیام وایلد بود که در ۱۸۵۳ به دنیا آمد و در سال ۱۸۹۹ در لندن درگذشت. اسکار وایلد تحصیلات ابتدایی را در قریه اینسکیلن واقع در شمال ایرلند دنبال کرد.

 آثار

 شعر

 نمایشنامه

نثر

 

جملاتی از اسکاروایلد :

 

1. همواره دشمنانت را ببخش. هیچ چیز دیگری آنها را تا این اندازه ناراحت نخواهد کرد!

2.چیزی به اسم کتاب اخلاقی  و غیراخلاقی وجود ندارد. کتابها یا بد نوشته میشوند یا خوب!

3.هر حقیقتی که به نظر ساده و بدیهی به نظر می رسد به ندرت بدیهی است و هرگز ساده نیست!

4.آموزش ارزشمند است هر چند لازم  است به خاطر داشته باشیم که  چیزهایی که ارزش یادگیری دارند به ندرت قابل یاد دادن  هستند!

5.مناسب ترین مبنای ازدواج تفاهم دوجانبه نیست بلکه سوءتفاهم دوجانبه است!

6.بعضی ها هرجایی که می روند شادی پدید می آورند و بعضی دیگر هر زمانی  که می روند!

7.محبوبیت تنها توهینی است که هرگز از آن رنج نبرده ام!

8.مردان همیشه دوست دارند که عشق اول زنان  باشند در حالیکه زنان دوست دارند عشق آخر مردان باشند. 

9.خوش بینی دیدگاه فرد حقیری است که  در جایگاه بلندی  قرار گرفته!

 

چرخی در تفکرات وایلد :

 

آنهائیکه در آثار هنری مطالب سودمندی میابند با سوادان بی مایه اند . اما کسانیکه برای آنها آثار هنری , جز زیبائی معنی دیگری ندارد . تنها آنها برگزیدگانند.
هنر کلید فهم زندگی است.
وقتیکه زن مجددا ازدواج می کند علتش آنست که وی از شوهر اول نفرت داشته است ولی وقتی که مرد مجددا ازدواج می کند علتش آنستکه وی زن اولی را بحد پرستش دوست می داشته است , زنها اقبال خود را می آزمایند و مردها بخت خود را به خطر میاندازند.
آدم باید همیشه عاشق باشد , اینستکه مرد نباید ازدواج کند.
از عجایب روزگار این است که زن در عین وجاهت وفادار هم باشد.
تاریخ زن تاریخ بدترین حکومتهای ظالمانه است یعنی تاریخ تسلط و اقتدار ضعیف بر غنی است و از آن بدتر اینستکه تنها حکومت جابرانه ای است که دوام می آورد.
تجربه نامی است که همه افراد روی اشتباهات خود می گذارند.
در این دنیا فقط دو تراژدی وجود دارد یکی آنست که آنچه را که می خواهیم بدست نیاوریم و دیگری آنستکه آنچه را که نمی خواهیم بدست بیاوریم.
كسانیكه در آثار هنری مطالب زشت می یابند اشخاصی فاسد هستند.
 


وی به همشهری معروفش برنارد شا شبیه است از این رو که او نثر انگلیسی را ساده و درست و دلفریب نوشته است و نیز از این لحاظ که او نیز مانند اسکار وایلد نکته ها و لطیفه های فراوان آورده است و شوخی هایش نقل مجلس شده. دشمنان هردو می گویند شوخی ها و گفته های کوتاه برنارد شا و وایلد مبتذل است اما شا و وایلد هر دو آن چه را گفته اند چنان نیکو گفته اند و افکار ساده و مبتذل را چنان با ظرافت بیان کرده اند که در دست آن ها ابتذال لباس هنر پوشیده و پیش پا افتاده و شگفت انگیز گردیده است.

اما اختلاف عظیم اسکار وایلد و برنارد شا در این است که برنارد شا هنر خود را وسیله ی بیان افکار و عقاید خود کرده است. و حال آن که در نظر اسکار وایلد منظور از هنر نفس هنر است و چیز دیگر نیست. و این همان اعتقادی است که به هنر برای هنر معروف شده و در روزگار ما هواخواهان و مخالفان فراوان دارد.

اسکار وایلد در سال 1856 در شهر دابلین پایتخت ایرلند جنوبی زاده شد. پدرش طبیب و از سرشناسان شهر بود. پس از اتمام تحصیلاتش در دابلین به دانشگاه آکسفورد در انگلستان رفت و به تحصیل ادبیات یونان پرداخت و در کار درس پیشرفت های نمایان کرد. در آن جا شخصیت گرم وبیان فصیح و شیرین و طرز لباس پوشیدن و زندگی مشخص و تازه ی او جلب توجه کرد و شهرتی به هم رسانید. از معلمان آن دانشگاه تعلیمات جان راسکین و والتر پیتر دو نویسنده و معلم معروف آ جا در او اثر عمیق کرد.

چون از آکسفورد به لندن رفت نویسندگی را با نوشتن نمایش نامه آغاز کرد و پس از آن مجموعه ای از اشعار و مجموعه ای از داستان های کوتاه و نمایش نامه های دیگر انتشار داد. در لندن مجلس آرایی و نکته گویی و صحبت های شیرینش او را در محافل اعیان و اشراف محبوب کرد. از راه نویسندگی مالی نیندوخت ولی کمتر بزمی بود که اسکار وایلد را بدان جا نخوانند و به زودی شمع جمع مجالس اعیان شد. اما از طرف دیگر طرز زندگی و بی اعتنایی اش به آداب و رسوم خشک و سخت زمانه و نظریه ی انقلابی هنر برای هنر و نکته های نیشدارش دشمنی بسیاری را برانگیخت. وقتی سفری به آمریکا کرد و در آن جا نیز عده ای به تحقیر و تمسخرش برخاستند اما در نتیجه ی این سفر شهرت او بیشتر شد. در بازگشت به لندن همدمی او با اشراف زاده ی بوالهوس و بی مایه ای موجب بدنامی او شد. به جرم رابطه با همجنس به زندان رفت و دو سال در آن جا ماند و این شکنجه در روح او کارگر افتاد. پس از رهایی از زندان به پاریس رفت و در آن جا درسال 1900 در گذشت.

معروف ترین آثارش مجموعه داستان های کوتاه شاهزاده ی نیکبخت و قصه های دیگر(1888)٬  رمان معروف تصویر دوریان گری(1891)، نمایش نامه ی بادبزن لیدی ویندرمر(1892)، نمایش نامه ی سالومه(1893)، نمایش نامه ی زن بی اهمیت(1893)، نمایش نامه ی اهمیت ارنست بودن(1895)، نمایش نامه ی شوهر دلخواه(1895)، و چکامه ی زندان ردینگ(1898) است.

قصه های کوتاه اسکار وایلد در ردیف بهترین قصه های ادبیات قرن بیستم انگلستان است. زیبایی چشمه ای را دارد که در کوهساری جاری است و لطف آن در بی پیرایگی، زلالی و گوارایی آن است. رمان تصویر دوریان گری را بعضی شاهکار او خوانده اند و خود او برای این اثرش مقامی خاص قایل بود. اما شاید بییشتر شهرت او در میان مردم امروز به علت نمایش نامه هایش باشد که از نظر فن نمایش همگی مقامی بلند دارند. برنارد شا هرچند از اسکار وایلد زیاد دلخوش نبود هنر نمایش نویسی او را ستوده است.

اسکار وایلد معتقد بود که وظیفه اش نسبت به خود آن است که از زیبایی های جهان بهره مند شود و می خواست زندگی اش را در زیبایی به پایه ی هنر برساند. اما هنر در نظر او جز ایجاد زیبایی وظیفه ی دیگری ندارد. هنرمند را  با آن چه کار که مسایل فلسفی مطرح کند یا راه نوی برای اصلاح فرد و اجتماع بجوید، با آن چه کار که بپرسد نیک چیست و بد کدام است. باید سخن از مطرب و می گوید و راز دهر کمتر جوید که معمای دهر گشودنی نیست. وقتی در دادگاه از او پرسیدند آیا می داند افکاری که در آثارش بیان شده به حال اجتماع و اخلاق زیان آور است ( اشاره به تمایل او به همجنس) جواب داد: « هنرمند نمی تواند دارای  فکر و عقیده باشد». وقتی از او پرسیدند آیا می داند کتاب های او بد و زیان آور است چون مخالف اخلاق حسنه است ، جواب داد:« از آن هم بدتر است چون از لحاظ هنر نویسندگی کامل نیست». اسکار وایلد به دنبال ویسلر، جان راسکین و والتر پیتر نماینده ی مکتب هنر ناب یا هنر برای هنر است.

برای پی بردن به موجبات پیدا شدن نظریه ی هنر برای هنردر زمان اسکار وایلد باید دانشگاه آکسفورد را در اواخر قرن 19 و به خصوص دو معلم معروف آن جا جان راسکین و والتر پیتر را شناخت. از طرف دیگر برای شناختن نهضتی که راسکین و پیتر علمدار آن بودند باید انگلستان نیمه ی دوم قرن 19 را که به عهد ویکتوریا معروف است مورد مطالعه قرار داد.

انقلاب صنعتی عظیمی که در نتیجه ی اختراعات و اکتشافات جدید در اروپای قرن 19 صورن گرفت زندگی اجتماعی و اقتصادی اروپا را دگرگون کرد و این انقلاب صنعتی در انگلستان زودتر از سایر کشورها شروع شد و دامنه ی آن پهناورتر و اثرات آن آشکارتر شد. در نتیجه ی این انقلاب طبقه ی مقتدر جدیدی پدید آمد که کارش استخراج معادن ، ایجاد کارخانه و فروش محصولات به جهانیان بود. این طبقه ی جدید که علمای اقتصاد آن را طبقه ی بورژوازی می خوانند تنها در پی کسب ثروت و قدرت بود و جز آن آرزویی نداشت. از طرف دیگر توده های عظیم کشاورزان و ارباب حِرَف جای خود را به کارگران کارخانه ها و معادن دادند. کارگران به زودی زبون و ذلیل دستگاه عظیم سرمایه داری شدند. مثل قطعات ماشین ناچار بودند ساعت های متمادی و گاه 14 ساعت در روز کار کنند. زنان و کودکان خردسال از پنج سال به بالا نیز به زودی در رقیّت این دستگاه بی عاطفه درآمدند. انقلاب صنعتی لطمه های بزرگی نیز به زیبایی آن سرزمین زد در نتیجه ی آن شهرهای پرجمعیت و ناسالم و زشت صنعتی به وجودآمد. مناظر طبیعی را خانه های کثیف و زشت و یکنواخت کارگری و دود و کثافات کارخانه و معدن از زیبایی طبیعی محروم کرد. فواید انقلاب صنعتی هرچه می خواست باشد ضرر بزرگ آن در دیده ی خواستاران زیبایی آن بود که همه جا انبوه زشتی و ناهنجاری و ناسازگاری ایجاد کرده بود. برای مبارزه با این زشتی و انحطاط بود که عده ای از متفکران قد علم کردند چنان که طغیان نویسنده ی معروف د.لارنس قیام بر ضد تحجّر اخلاقی دوره ویکتوریا بود. قیام ویسلر، راسکین، پیتر و اسکار وایلد قیام بر ضد بی سلیقگی و بی ذوقی آن عهد بود.

اصول تعلیمات راسکین آن بود که طبیعت زیباست و باید در حفظ این زیبایی کوشد و آن را به دیگران نشان داد. بهره مندی از این زیبایی نه تنها گناه نیست (چنان که پارسایان و سرمایه داران دوره ی ویکتوریا پنداشته بودند) بلکه چون زیبایی و نیکی یکی است خود نوعی پارسایی و دینداری است. تأمل و تفکر در زیبایی عالم بهترین عبادت است. راسکین که از کودکی دیندار و پارسا بود ایجاد و اشاعه ی زیبایی و بهره مندی از آن را به صورت نوعی آیین دینی درآورده و همه ی عمر خود را با بیان و عمل صرف این مهم کرد. اما اصول عقاید والتر پیتر که توجه ی اولای او به اخلاق نبود، این بود که جهان زیباست و عمر آدمی زودگذر و کوتاه است باید دم را غنیمت شمرد و لحظه ای را که می گذرد دریافت. از این رو در اعتقاد او حزن و اندوهی نهان بود. اسکار وایلد با آن که به تعلیمات جان راسکین احترام می گذاشت بیشتر عقایدش در اصول از والتر پیتر الهام یافته بود. از این رو در آثار وایلد نیز به خصوص در قصه های کوتاهش گاه حزن لطیفی محسوس است.

صفت بارز وایلد توانایی او در محاوره و حاضرجوابی و سادگی و شیرینی بیان اوست. و جلوه ی عالی این هنر را در داستان های کوتاه او باید دید. هنر حاضرجوابی و شوخی را به درجه ای عالی از ظرافت رسانده است و این هنر را در رمان تصویر دوریان گری و در نمایش نامه هایش می توان دید. شوخی هایش هرچند گاه نیشدار است و اغلب متضمن فکری بلند نیست همیشه ظریف است و فرح آور. وایلد نزد اشراف محبوب بود هرچند از ریشخند کردن راه و رسم زندگی آنان ابایی نداشت. مثلا در خصوص پیرزنان اشراف می گوید:« از هر لحاظ جز زیبایی به طاووس شبیه اند». و در خصوص آداب و اطوار مجالس اعیان می گوید: « اردک ماده جوجگان خود را پند می داد که معلّق زدن آموزید و الا در محافل اعیان راه نخواهید یافت». اما اسکار وایلد خود زندگی پرتجمل و پرعیش و نوش و کم مسؤلیت جمع اشراف را دوست داشت. با طبقات متوسط و پایین زیاد سروکاری نداشت و نزد آن ها هم محبوبیتی نداشت. به خصوص طبقه ی بورژوازی سرسری بودن او و پشت پازدنش را به قواعد و اصول مسلم و مقدس و لایزال اجتماع بورژوازی نمی توانست ببخشد و معذور دارد.

نمایش نامه ی سالومه را اسکار وایلد اصلا به زبان فرانسه نوشت و این نمایش نامه مورد پسند سارا برنارد هنر پیشه ی نامی فرانسه افتاد و توسط او به روی صحنه آورده شد. بادبزن لیدی ویندرمر و اهمیت ارنست بودن از نمایش نامه های معتبر و معروف اسکاروایلد است که پیوسته در نمایش خانه های انگلستان و فرانسه و ممالک دیگر نمایش داده می شود.

منبع:   

وایلد ، اسکار(1379)،سالومه، اهمیت ارنست بودن، بادبزن خانم ویندرمر، ترجمه ی محمد سعیدی، چاپ سوم، تهران: علمی و فرهنگی.  

 




:: مرتبط با: معرفی نویسنده ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 9 آذر 1389 | نظرات ()
  تحلیل آمار سایت و وبلاگ